Sponsored LinksVideo Free Get funny videos, ads and crashes oops, bloopers and more for free Life.dada.net/Video Interest:
|
|
|
مداحی
|
Search results for:free videosWhat you need, when you need it |
|
Sponsored LinksVideo Free Get funny videos, ads and crashes oops, bloopers and more for free Life.dada.net/Video Interest:
|
|
سلام
اينم چند تا جوک جديد
1. يارو زنگ ميزنه آژانس انرژي اتمي: ميگه..ميخوام با دکتور البرادعي ...صحبت کنم......
البرادعي: بفرماييد
يارو ميگه: آقاي البرادعي شما دکترين ؟
البرادعي ميگه: بله من دکترم
يارو ميگه: پس آخه باسه چي تو آژانس کار ميکني
2. به يارو ميگن ترمز ABS چيه؟
ميگه: ايلده تو پيچ ها کاره يا ابولفضل رو ميکنن !!!!
3.يه اصفهاني خونش آتيش ميگيره ....به آتش نشاني sms ميزنه!!!
4. ميدونيد تفاوت سگ نگه داشتن و شوهر کردن چيه ؟
اولي به فرشت ميشاشه دومي به زندگيت !!!!
5.مدتي مي شد که در آن شب تاريک پشت ديوار خانه شان قدم مي زد و بيخبر بود
از اينکه پسر خلاف همسايه مدتي است که او را زير نظر دارد.
جوووون ، جيگرتو بخورم عجب رون و سينه اي .
پسر خلاف همسايه اينها را گفت و در يک چشم بر هم زدن پريد و او را سخت در
آغوشش گرفت تا ببرد در جاي خلوتي و به کام دل برسد.
و فردا پسرک همسايه، تمام روز در به در دنبال چاقترين مرغش مي گشت
6. پيرزنه از مکه برميگشت توي ساکش شيشه هاي مشروب پيدا ميکنن !! ميپرسند اينا چيه ؟
پيرزنه ميگه : ننه جون من که نميتونستم دور خونه خدا بگردم يک گيلاس از
اينا ميخوردم خونه خدا دور سرم ميچرخيد !!!!
7. به يارو ميگن اگه بخوان دنيا رو بهت بدن چيکار ميکني ؟
ميگه : بهشون ميگم نميخوام ميخوام درسمو بخونم !!!
8. يارو شب ميخوابه ، خواب ميبينه داره کتک ميخوره !! فردا شبش با دوستاش ميخوابه !!!!
9. يارو سمند ميخره براي اولين بار که سوارش ميشه زنه ميگه لطفا درو ببنديد !
يارو خوشحال ميشه ميگه درو بستم حالا بيا بيرون جيگر !
10. دستام خسته شدند. پاهام طاول زدند. از کمر افتادم. اصلا جون ندارم. دارم ميميرم تو رو خدا
يکي از اندي بپرسه خوشگلا تا کي بايد برقصند !
11. به يارو ميگن اسم يه پيامبر رو بگو ؟ ميگه : سوج !! ميگن اينو ديگه از کجا آوردي ؟
ميگه خودم پشت يه اتوبوس ديدم نوشته (( يا سوج )) !!
12. آخرين فتوي جهت مسافريني که قصد سفر به قزوين را دارند.
احتياط واجب بر اين است که نماز را در شهر قزوين شکسته نخوانيد بلکه نشسته بخوانيد !
13. عبود و جاسم ميرن توالت عمومي !!! عبود از اين دستشويي ميگوزه جاسم از اون دستشويي !!
يک دفعه عبود داد مي زنه مي گه جاسم عزيزم اومدي دستشويي يا اومدي با من بحث کني !!
14. جاسم يه دختر خوشگل ميبينه بهش ميگه: ميبخشي خانم شمارو مادرتون زائيده ؟
دختره تعجب ميکنه ميگه : آره مگه شمارو مادرتون نزائيده ؟
جاسم ميگه : در مقابل مادر شما مادر من ريده !!!
15. نگاهم با نگاهت کرد برخورد ....... خدامرگت بده حالم به هم خورد
16. يه روز يه عنکبوت قرص اکس مي خوره پتو ميبافه
17. از يه آمريکايي ميپرسند چرا اومدين عراق ميگه چون امام حسين طلبيد !!
ميگن کي ميريد؟ ميگه : هروقت امام رضا طلبيد !!!
18. شباهت هويج با ميني ژوپ : هر دو چشم ها رو تقويت ميکنه
19. به يارو ميگن اصول دين را نام ببر توحيد ؛ نبوت ؛ امامت ؛ رسالت ؛ ونک
20. عزيزم، خوشکلم، دلبرم، يه روز ميام مي برمت، مي برمت يه جاي دور، که
دست هيشکي بهت نرسه. قربونت ، عزراييل
21. عباس قادري ثابت کرد خوانندگي تيپ نمي خواد ، هايده ثابت کرد خوانندگي هيکلم نمي خواد،
شماعي زاده ثابت کرد اتفاقن خوانندگي صدا هم نمي خواد
22. يارو ميگه عجيبه! ميگن چي؟ ميگه 100،000 نفر ،22 بازيکن، 3 داور،
عجيبه! ميگن چيش عجيبه؟ ميگه کفتره همه رو ول کرد ريد به من!
23. يارو صبح ميره مغازه و کرکره رو بالا ميکشه و ميگه بسم الله رحمان الرحيم وارد
ميشه بعدش ميبينه همه مغازه رو خالي کردن !!! کرکره رو ميکشه پايين و
ميگه صدق الله علي العظيم.
24. يارو از کنار ديوار رد ميشده، يه کاغذ ميافته رو سرش مي ميره، ملت جمع ميشن
ببينن چي شده، مي بينن رو کاغذه نوشته آجر!
25. غضنفر به اتاق رئيسش رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي
مي خوام. رئيس گفت : شما که يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟
غضنفر گفت : آخه نمي خواستم تعطيلاتم رو خراب کنم !!!
26. مامانه به بچه هه ميگه ميدونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو کشيدي! بچه هه ميگه
آره ولي لگدي که زدم تو شيکمش ابتکار خودم بود
27. دنيا رو بدون خانوما تصور کنين: بازارا خلوت ، پولا اضافه ، خيابونا خلوت ، شيطون بيکار
مخابرات ورشکسته ، همه ميرن بهشت!
28. يارو داشته نماز مي خونده ميگه : قل هو الله احد ، الله صمد ، نمي دونم يلم به يولد بود
يا يولم به يلد!
29. يه لره ميره بالاي درخت چنار ! ميگن داري چيکار ميکني ؟؟ ميگه : دارم توت ميخورم !!
ميگن : الاغ آخه اوون درخت چناره !! ميگه : برو گيتو بخور ! توت تو جيبمه !!
30. يارو داشته پولکي ميخورده ميگه : نگين اينقدر يارو ها خرن ولي چرا اين چيپس ها شيرينند.
31. يارو شب که ميشه ميخوابه ، خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه !! صبح که از
خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده !!!
32. به لره ميگن سفر حج چطور بود ؟ ميگه خيلي سنگ به سر و صورتم خورد ولي بالاخره بوسيدمش !!!!!
33. آبادانيه ميره تهرون سوار اتوبوس ميشه ، به راننده بليط ميده ، راننده ميگه آقا اين بليط
ماله آبادانه !! آبادانيه ميگه : کوکا چيشتو خو ب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه !!!!
34. يه چيز جالب ! حتما اين کارو انجام بديد ! اول برنامه Word رو باز کنيد و شماره هواپيمايي
رو که روز 11 سپتامبر به برجهاي دو قلوي نيويورک خورد رو وارد کنيد ( Q33YN ) حالا
فونت اونو تغيير بديد به " "Wingdings حالا چي ميبينيد ؟
35. يارو از دختري سئوال ميکرد : اسمت چيه ؟ دختره گفت : نيلوفر ولي بچه ها بهم ميگن نيلي !
ولي اسم خودت چيه ؟ طرف ميگه : چراغعلي ولي بچه ها بهم ميگن لامپ !!!
36. يارو يه بار ميره مشهد ، دو بار هم ميره قم . دوستاش بهش ميگن مش قمقمه!
37. يه فيلسوف ترک ميگه : دايره زندگي يه مسطتيليه که سه ضلع داره ، محبت و عشق !!!!
38. به يارو ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ يارو ميگه : يه سازماني
تشکيل شد به نام يونس کو !!!!!
این هم ۱۱۹جوک با حال...
۱. خسيسه صد هزارتا صلوات نذر ميکنه. وقتی نذرش برآورده ميشه ميره ورزشگاه آزادی داد ميزنه : محمدياش صلوات!!
۲. یارو ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره! .....ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!....ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ ميگه: قربان شما، دست بوسن!...ميره سيگار فروشي میگه: آقا سيگار برگ دارين؟ خير.میگه: پس يك بسته كوبيده بدين!...ازش ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!
۳. يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه ميترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو ميبندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نميكنند دست بزنند. بعد جمجمه يك احمق رو باز ميكنند، ميبينند تو ش فقط يه دونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون ميگن: خوب ما اينو قطع ميكنيم، اگه ديدیم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش ميكنيم! خلاصه سيمه رو قطع ميكنند، يهو گوشاي یارو ميافته!
۴. زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشماتو درميآرم!
۵. یک روز آقايی رو پلیس میگیره میگه : کارت ماشین ٬ بیمه ٬ گواهی .نامه يارو میگه چیکار کنم جمله بسازم .
۶. پیره زنه دندون نداشته میخواسته بره نازی آباد به تاکسیها میگفته نای نی نانای ني نای نای (( یعنی نازی آباد نگه دار ))
۷. اگه يه روز يه مگس رو سرت نشست سعي نكن بپرونيش ميدوني چرا؟ چون تو مهم شدي چون تو ( يه گوهي شدي)
۸.خــداونـــــد زميــن و اسمــان را افـريـد و گفت : چـه زيبـاست..... مــرد را آفـريـد و گفت : چـه زيبـاست...... و زن را افريـد و گفـت :........ اشکال نداره آرايش ميکنه.
۹.ابتدا خدا زمين را افريد...سپس استراحت کرد. بعد مرد را افريد...سپس استراحت کرد و بعد زن را افريد. انگاه ........نه خدا استراحت کرد نه زمين و نه مرد .
۱۰. مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
۱۱. یارو كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ يارو يقشو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
۱۲. یه مگس دست میندازه دور گردن دوست دخترش میگه:میدونی عزیزم از گو بیشتر میخوامت!!!
۱۳. يکی جونش به لبش می رسه،تف می کنه ميميره..........
۱۴. يه يارو شراب ميخوره شنگول ميشه گرگه ميخورتش .
۱۵. احمقه داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. احمقه ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا ميكشيمشون! احمقه ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!!
۱۶. از يارو ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ يارو ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!
۱۷. یارو رفت دكتر گفت آقاي دكتر چند وقتيه كه دچار بي تفاوتي شده ام دكتر گفت يعني چي ، بيشتر توضيح بده يارو گفت يعني اينكه الان من شما رو .........حساب نميكنم!!!
۱۸. یارو ميره حرم امام رضا، دخيل ميبنده و گريه زاري ميكنه و از امام رضا ميخواد كه تو قرعه كشي بانك ملي پرايد برنده شه! بيچاره هر چي دعا مي كنه اثر نمي كنه! يه ماه بعد بانك تجارت تبليغ ميكنه كه ميخواد يه بنز الگانس جايزه بده! باز یارو ميره حرم و دخيل ميبنده و شروع ميكنه به گريه زاري! كه يهو امام رضا مياد بخوابش و بهش ميگه: احمق اول برو يه حساب تو بانك باز كن بعد بيا دعا كن!
۱۹. يارو داشت اظهار نظر ميكرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف ميكنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! یارو گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته!؟
۲۰. يه عشقلاتي با رفيقش ميرن جاده چالوس. بعد از مدتي رفيق يارو ميخوابه. يارو عشق لاتيه، همينجور كه رانندگي ميكرده يهو ميزنه روي ترمز و ميبينه: اي دل غافل، ترمز بي ترمز...! خلاصه هر كاري كه ميكنه ميبينه نميتونه ماشينو نگه داره. سرشو كه بلند ميكنه ميبينه يه تريلي هم از روبرو پيچيد و داره مياد... ميزنه رو پاي رفيقش و ميگه: «اصغر... پاشو تصادفو حال كن...!»
۲۱. ماشين یه یارو رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو یارو داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ یارو ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!
۲۲. از یه یارو ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!
۲۳. تو يه شهری حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!
۲۴. يه روز خوب بهار نداری آروم قرار... يه روز خوب بهار من شاغلم تو بيکار... يه روز خوب بهار پياده ای من سوار... يه روز خوب بهار نه شام داريد نه ناهار... يه روز خوب بهار کوفت بخور و زهرمار... يه روز خوب بهار ميکنی از من فرار... يه روز خوب بهار دارم باهات هزار کار... يه روز خوب بهار باقالی دارم،خر بيار... يه روز خوب بهار می کشمت من به دار... يه روز خوب بهار ...((باقيشو خودت حدس بزن!!!)))
۲۵. يه بار يه ماره روسری سرش می کنه ميگه من کبرام ...
۲۶.آقا يه يارو ميره حج. بعد ميره رمی جمرات شروع ميکنه به سنگ انداختن که سنگش تموم ميشه . بعد بقيشو فحش ميده.
۲۷. يه روز به يه نفر ميگن تا حالا بهت آقا گفتن؟ميگه آره.يدفه که رفته بودم جمکرون، وقتی خيلی تو دستشويی موندم يه نفر هی لقد می زد به در و می گفت: هی گند آقا زود بيا بيرون ترکيدم..........
۲۸. سه نفر که از اهالی همون شهری بودند که معروفند به خسيسی با هم ميرند استخر و قرار می گذارند هر کی زودتر سرش رو از آب درآورد بقيه رو ساندويج بده............بعد از گذشت چند دقيقه هر سه در آب خفه شدند.
۲۹. يارو سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ يارو ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
۳۰. يك زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون ميگفته: احمق…بيشعور…عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!!!
۳۱. باباي يارو ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. يارو خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، شرمنده كردين… ايشالله ختم پدرتون جبران ميكنم!!! بوده!!
۳۲. بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!
۳۳. يارو بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت
۳۴. عمليه شب جمعه نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت!! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!!!
۳۵. تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!!!
۳۶. يارو سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از يارو ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!
۳۷. يارو صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!
۳۸. يارو با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
۳۹. يارو ميره نماز جمعه هی شعار برعليه امريکا ميدن جو ميگيرتش ميره ميکروفن رو ميگيره ميگه : خواهرا بيزحمت هفته ديگه نياين ميخوايم فحش مادر بهشون بديم!
۴۱. يارو داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!
۴۲.يه بابايی ميميره باباش رضايت نميده.
۴۳. يارو يه سکه توی دستش میگيره و دستش عرق می کنه ... به سکه ميگه : هر چقدر هم گريه کنی خرجت نمیکنم ...
۴۴. يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكييكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو ميشه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه، از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!!
۴۵. یارو ميره كله پاچه فروشي، طرف بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!
۴۶. یارو تو يه دهي دكتر بوده ، ميخواسته به يه زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليتههاي لايه لايه پاش بوده، هرچي دکتره دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر شاكيميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، باسن شما صفحه چنده؟!!
۴۷. یارو رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي خواسته واسه ادرار کردن تو آب جريمش كنه. یارو داد و بيداد مي كنه كه: خوب بابا همه تو آب ادرار میکنن! طرف ميگه: آره، ولي نه از رو دايو!!!
۴۸. شيرهايه ميميره، ميبرنش بهشت. دو سه روز ميگذره، يك روز ميان ازش ميپرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط يوخده شـوژ مياد! ميبرنش دم مرز جهنم كه يخورده گرماي جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان ميپرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همهچي خوبه، ولي هنوز يوخده شـوژ مياد! ميگن بابا تو اصلاً لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، ميپرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يوخده شـوژ مياد! شاكي ميشند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز ميگذره، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز ميكنند، يارو داد ميزنه: داداش اون درو ببند، شــوژ مياد!!
۴۹. یارو زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!!!
۵۰. يارو داشته پياده تو خيابون می رفته به سرعت گير که ميرسه،سرعتش رو کم می کنه.........
۵۱. دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميكنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!
۵۲. وقتي زنت خونه نيست چه كار ميكني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!
۵۳. بچهاي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف ميزنيم بيا گوش كن. آن وقت ميفهمي فرقش چيه!
۵۴. اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است!
۵۵. زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب ميمونه!
۵۶. یه يارو مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ يارو كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!
۵۷. يارو تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! يارو از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم!
۵۸. تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، یه یارو تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن،يارو شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
۵۹. يه روز يارو ٬ يه پليس میکشه ٬ زنگ ميزنه ۱۱۰ ٬ ميگه : يکيتون رو کشتم شديد ۱۰۹تا !!!!
۶۰. یارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، يارو ميپرسه: جانداره؟
۶۱. یارو زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو اون سريال امام علي نشون داديد؟! طرف بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. يارو ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
۶۲. دو نفر ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع ميكنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. يك نگاهي به هم ميكنند، ساندويچاشونو باهم عوض ميكنند!
۶۳. یارو 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده، يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگهاي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، یارو با حال زار پاميشه، ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
۶۴. يارو زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
۶۵. يارو كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
۶۶. احمقه داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده، آسفالت زياد مياره، سرعت گير ميذاره!
۶۷. احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!
۶۸.از يارو ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي شهر ما پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ما ميگفتن بچه تهرون!
۶۹. يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم،منو ببر سينما
۷۰. يارو زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! طرف ميگه: نه. يارو ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
۷۱. يارو مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد!
۷۲. يارو فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!
۷۳. يارو و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برميگرده به يارو ميگه اسم توچيه؟! يارو اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!
۷۴. تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكي مغز تركه، بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!
۷۵. يارو و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن يارو وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه يارو براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
۷۶. يارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. يارو ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. يارو ميگه: هان پس بگو، قنده؟!
۷۷. يارو تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچهها در رين صاحابش اومد!
۷۸. يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينهزني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته احمقها تو كوچه بن بست گير كرده!!!
۷۹. تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه، تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: وقتي بلندش ميكنند مي بينند رشتي.
۸۰. يه روز يه بابايي يه دستش قطع شد, خيلي از زندگي نااميد شدهبود. راه افتاد تو خيابون يه جا ديد يه يارو کنار خيابونقر ميده و بالا پايين ميپره . رفت جلو ديد يارو دوتا دست هم نداره .تعجب کرد به يارو گفت بابا دمت گرم عجب روحيه اي داري با اين وضعقر ميدي . يارو گفت برو بابا روحيه چيه باسنم ميخاره نميدونم چيکار کنم ...
۸۱. يارو گوشش درد ميكرده، ميره گوششو ميكشه! رفيقش بهش ميگه: بابا ديوونه، چرا دادي گوشتو كشيدن؟! يارو ميگه: آخه خيلي درد ميكرد! رفيقش ميگه: خب.... خل ميدادي مثل من پرش ميكردن.
۸۲. عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميكنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ... محصولي از كون مرغ.
۸۳. يارو دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! يارو ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد!
۸۴. به یارو ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه
۸۵. يه روز حضرت آدم در خونشونو ميزنه حوا ميگه کيه؟ آدم ميگه بی مزه مگه غيره من کسه ديگه ای هم هست؟ (خيلی يخ بود آره)
۸۶. ده نفر آدم که خیلی بد بودند رو میندازن تو جهنم بعد از دو روز میبینن که اونا نیستن میرن ته جهنم میبینن چند تا کرد دارن قاچاقی ردشون میکنن
۸۷. یه روز یه مرده در مغازش می نویسه امام با پنیر....میان سراغش میگن این چیه نوشتی...میگه...بهتر ازون که شما می نویسین خدا با ماست.
۸۸. يه روز يارو بچه اش نمي خوابيده بهش ژل مي زنه
۸۹. به يارو ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم خالي ميکنيم.
۹۰. زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن، چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟! يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي!!
۹۱. يه روز يه يارو میخواسته يه زير دريايی رو غرق کنه ٬ میره زير دريا ٬ در ِ زيردريايی رو میزنه ٬ بعدش فرار میکنه .
۹۲. یکی ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. اونم دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!
۹۳. يارو ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ طرف ميگه: بعله. يارو ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك حالي بكنيم!!
۹۴. يارو هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا يارو زنگ ميزنه، خرشو ميگيره. يارو حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!!
۹۵. يارو زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:چرا آقا؟ براي چي؟ يارو ميگه: بابا الان دو هفتهست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم، ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!
۹۶. از يه يارو پرسيدند: "اسم كوچيك فردوسي چيه ؟"گفت: " ميدان "!!!!!
۹۷. يارو تا ده سال براي مادرش عزاداري ميكرد و همش گريه ميكرد . بهش گفتند : آخه چقدر گريه ميكني ، ده سال گذشته گفت: "آخه هر وقت يادم ميافته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش ميگيره "!!!
۹۸. يارو ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه يارو ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!
۹۹. يه روز دو نفر سوار يه تاکسي ميشن. به راننده ميگن که يه نوار بذار برامون. راننده هم ميگه که نوارها تو داشبورده. هر کدوم رو که ميخواهين خودتون بذارين. يکيشون شروع ميکنه به گشتن و خلاصه يه نوار ويديويي در مياره و فشار ميده که بذارتش تو ضبط! رفيقش هم تا ميبينه ميزنه زير گوشش و ميگه: احمق! اين مال ضبط تريليه! تو ميخواي بذاريش تو ضبط پيکان!
۱۰۰. يارو از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!
۱۰۱. يارو ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ طرف ميگه:بعله. يارو ميگه: بيزحمت دونخ بدين!!!
۱۰۲. به يارو ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!
۱۰۳. يارو سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!
۱۰۴. يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده، ميگه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!
۱۰۵. يارو عينك آفتابي ميزنه. بچهاش مياد توي اتاق. به بچهاش ميگه: كجا بودي تا اين وقت شب...؟!
۱۰۶. يارو خورد به جدول، حلش كرد.
۱۰۷. يه روز يه يارو داشته رد ميشده، يه نمره بهش ميدن قبول بشه!
۱۰۸. يك روز عروس رفت گل بچينه، شهرداري گرفتش!
۱۰۹. يك روز يه يارو از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو!
۱۱۰. يارو ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! يارو هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!
۱۱۱. دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت: معاف، به دليل ضعف جسماني. پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري ميرم زن ميگيرم. دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني...
۱۱۲. يارو واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، يارو دستشو ميگيره ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!
۱۱۳. يه جايي جشن بوده، يارو همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ يارو ميگه: من از خونواده عروسم. طرف ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
۱۱۴. يارو ميره کارواش ميگن ماشينت کو ميگه ديدم نزديکه پياده اومدم.
۱۱۵. يه دفعه ملا می ره بالا ی منبرروضه بخونه يادش می ره شروع می کنه حرفهای نامفهوم زدن می گه اده بدو اده بدو بهش ميگن ملا اين چه روضه ای ديگه ؟ می گه روضه ی علی اصغر
۱۱۶. يه روز يه پرگار مست می کنه مستطيل می کشه......
۱۱۷. یه نفر ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!!
۱۱۸. يه روز يارو بچش ميره زير ماشين . دمپائی مزنه درش مياره .
۱۱۹. به يارو ميگن شنيدی احمد آقا ماتيز گرفته؟ ميگه : نه بابا از ايدز بدتره؟
| تبليغات | X | |
+ نوشته شده در پنجشنبه 14 دی1385ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط مجنون حسین(ع) |
آرشیو نظرات |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
